|
اگه اون بخواد |
|
عشق مالک هیچ نیست و در تملک کسی هم در نمی آید چرا که عشق را عشق کافی است |
یه سخنران معروف، سمینار خود را با بالا گرفتن یک 20 دلاری
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 20:49 توسط نوشین |
زیتون جونم کجایی گلم؟ ببین وبم آپه
نیوشا جون٬کیمیا٬ مسافر تنها٬ الهام٬ یه دوست٬ غریب آشنا٬ ووو .....
ببخشید ببخشید ببخشید![]()
راستی من این اسیر زندگی رو نمیشناسمش کیه؟ کی هستی؟ من شما رو نمیشناسم ولی شاید تو منو بشناسی٬نمیدونم٬ولش کن
و تا همیشه سلام نوشین ![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 8:49 توسط نوشین |
سلام سلامی پر از طراوت و پر از تازگی![]()
آخی وبلاگم دلم براش تنگ شده بود
وااااااااااااای چقدر نظرات تایید نشده دارم
شرمنده میکنیناااااا
این هفته کلا مرخصی دارم
خیلی خوبه
اندیشه ها٬ رویاها٬ آرزوها و اشکها از ملازمان جدایی ناپذیر عشق می باشد.
عشقی که با اشکهای چشم شستشو شود همیشه پاکیزه و تمیز و زیبا خواهد بود.
من از خوشبختی های جهان بهره مند گردیده ام زیرا در زندگی عاشق شده ام.
عقل و هوش خود رابا خوشی و نشاط ساز کن تا هزاران آسیب از میان برود و عمرت دراز شود.
شکسپیر
و تا همیشه سلام نوشین
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 8:24 توسط نوشین |
سلام حالتون خوبه؟ خوبين ديگه؟
خب خب چه خبر؟
يه عالمه مطلب نوشتم همش پريد
ديگه نميتونم بنويسم چون از فردا بايد برم كلاس تحقيقمو ننوشتم شامم ته ميگيره.فعلا
و تا هميشه سلام نوشين
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 21:46 توسط لیانا |
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 20:52 توسط لیانا |
پاشو وایسا/ همین الان/ خب حالا دستاتو بکش به طرف بالا/ حالا یه نفس عمیق/آخیـــــــــــــــــــــــشششششش/
حالت اومد سر جاش؟؟؟؟؟؟؟؟
یه سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام پر از تازگی پر از طراوت
اومدم با گل و شیرینی با نقل و نبات
با خبرای خوب(که بمونه واسه آپه بعدی)
دلم واسه نوشتن تنگ شده.
منتظر آپم باشید.
شبتون قشنگ
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 18:38 توسط نوشین |
سلام به دوستايه خوب و مهربونم حالتون چطوره خوبین ؟ چه خبرا ؟ امتحانات چطور بود ؟ امیدوارم که امتحاناتتون رو با نمرات عالی و با موفقیت پشت سر گذاشته باشين. فكر كنم دوباره بايد درگير ترم تابستاني باشين. اميدوارم ترم تابستوني رو هم به خوبي پشت سر بزارين. خوب یه مدت نتونستم بیام پست بزنم. مي خواستم يه پست توپ بزنم با عكس انشاالله هر كي مسافرت ميره بهش خوش بگذره و به خوبي و خوشي برگرده. انشاالله هر كي عروسي داره به بهترين نحو ممكن عروسيشون برگزار بشه و يه شب خاطره انگيز بشه واسشون. انشاالله هر كي رفته حج به خوبي و خوشي برگرده ( مخصوصاً تاتا گلي خودمون) انشاالله ..... بهترينها رو براي خودم براي نوشينم و براي همه ي دوستاي عزيزم آرزو ميكنم. خوب خيلي حرف زدم دوست جوناي خوبم نظر يادتون نره هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا مواظب خودتون باشين دوستون دارم يه دنيا روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد . رهگذری او را دید و پرسید:"برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی" . مرد پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم" . چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟ عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند. شب خوبي داشته باشين
، عكس از دريا و ساحل قشنگ شهرمون ولي نشد يعني عكسا آماده نيست
انشاالله هر وقت آماده شد تو اولين فرصت مي زارم. واااااااااااااااااااااااااااااااي كه دلم چقد هوايه مسافرت كرده ولي ...
.
چون عكسا آماده نيست يه داستان آماده كردم فعلا اينو داشته باشين تا نوبت عكسا برسه ![]()

+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 20:54 توسط لیانا |